احمد شاملو
بیابان
بیابان را سراسر مه گرفته است
چراغ قریه پنهان است ؛ موجی گرم در خون بیابان است !
بیابان خسته ، لب بسته ، نفس بشکسته
در هذیان گرم مه عرق میریزدش اهسته از هر بند !
بیابان را سراسر مه گرفته است
میگوید به خود عابر
سگان قریه خاموشند
در شولای مه پنهان به خانه میرسم گل کو نمیداند
مرا ناگاه در درگاه می بیند
به چشمش قطره اشکی در دلش لبخند
خواهد گفت :
بیابان را سراسر مه گرفته است
با خود فکر میکردم اگر مه همچنان تا صبح می پایید
مردان جسور از خفته گاه خود به دیدار عزیزان باز میگشتند
بیابان را سراسر مه گرفته است !
چراغ قریه پنهان است
موجی گرم در خون بیابان است
بیابان خسته ، لب بسته ، نفس بشکسته
در هذیان گرم مه عرق میریزدش اهسته از هر بند
شاعر : احند شاملو

نوشته شده توسط فضل الله نکولعل آزاد در سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۶
|